پاره و سطر و سروده به رهیدن از درد مزین میکنم... Tear and row poetry to get relief from pain and nostalgia to the poetry

اینچنین غزلت نشینی که شعر
 
 به تعلقِ شعر سوزان ضابطی 
........


خنده های نعره گونه یاس 

پرچین امید

تنش زده بر ورطگاه ترد

اسمان افتاده دمر بر زمین

زمین افسرده از دل به جیفه بستکان

و افسرده تر از سنگینای اسمان 

در این نمکسوده بی سرانجامی

اینک ابژه ای.. که قلمی

سابژه ای که واژه ای

تو را

مثل شعری 

به مقصده عشق

برزمانی بیشرمانه اندک،که زندگیست .. میخواهد

تاتعالات ِتفصیله صفتی را

بربی نهایتی پرتوان تر زخورشید

انسانی متعالی تر

که می کاودش... 

می پیمایدش شعر

هرچه پویاتر

حجمی ببخشم



بدون تو... 

شعره نسروده ء من

عزلت نشینه

کافه ای بی مشتریست 

به نام فردای من



شعره مست

دراین خماره ولعگون انتظار

مستانه ام کن

تاحرمتدار

فردیتِ چشمانت شوم

 الف.تردید
نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٤ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط امیردشمن زیاری ( الف . تردید ) نظرات () |