سفید نرگسی 2

 از ابتدا


معشوق سفید نرگسش را دیده بود


پنداری در بعدِ دیگر وجود


زمانی که میخواهد ارام بگیرد


خسته در نگاهی دور.. پربسته


خنده های او


امان 


از بند بندش به تاراج میبرد


در دودوَکان ..لی لی به دنبالش بود 


اما اتدکی از منش سبکترک بود


انچنان که خنده کنان


همچون بادبادکی 


به هوایی بی پیدا رفت


ومن ناتوان


از گرفتن و لمس و وصلش


این بود


که هم اره از ازل


خداوتدگار معنا گریز


عشق را


با هفت صفت 


فراقناک افرید

                       الف . تردید 

 

/ 3 نظر / 18 بازدید
o3

به منم سر بزن پشیمون نمی شی [گل]

بامدادامید

لی لی...لیلا... امیدوارم مجنون نباشید [لبخند] بهار بی گل بهار نمی شود گل کو

nazgol

به منم سر بزن اپم [گل]