لیلا تو چاره کن


لیلا
سرازسردِ انتظار خاک بردار  دست زین قهر تاریخت بردار لیلا سهم من  تاوانِ خورد و خُفت درگذشتگان نبود تجزیۀ سیاه ابرِنابکارِ قصه را بارانِ تجلی دوباره کن لیلا
هزاره ای 
زِپس هزاره گویِ خنگ را ؛ تو چاره کن لیلا مدنیت فرهاد در خرام شیرین،  شیدا  تو ناله کن لیلا

لیلایِ قصه تا قصه را اوهامِ ویلانی  که میانسال و تلخ در این قمارِ رِند برانم خط برعروض  توقانع کن لیلا که وجیهت مقصداست
لیلای خوبترین
خوبانِ بلاکشِ اعصار را به اقوالی ، رندانه کن لیلا وقت است تو چاره گر باشی  برآنم  که حضور معتبرت را برمن  اغوش بگشایی  گوییا درد بی درمان میبرم زیر هجوم بی رحم جور قامت دوا کن لیلا 
آمدی آب باش برهوت ترک خوردۀ این بُعد بی باروبر را سبزتوچاره کن لیلا
نواب شیرین باش
کامگه تلخ مرد تنها را ملس کن لیلا
تو چاره کن لیلا
تو چاره کن الف.تردید    

/ 1 نظر / 4 بازدید
امیر زیاری

با سلام من امیر زیاری هستم میخواستم باامیر دشمن زیار صحبتی داشته باشم و خوشحال میشم از آشناییتون 09121313309 وب تون عالی بود به وب من هم سری بزن