# ضده_غرض

تردید برزخ ِ نیاز بود همه

التفاتِ عجیبانه وهمیشه بی چرای من سرازیرِ شیبِ سرکشِ تو بود ودرمن قدرِقدرتی یارنبود، تادرمجالی هرچنداندک اسایش این قلبِ بی رمق را زلخته لخته های این تعلیق بِرهانم   روبه ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 28 بازدید

به چه اید

  عقلانیت شعر من به چه کار آیـــد   وقتی یَساولان   لولِ بَزمه باور و تقلیدِ خویشند.     آسمان ..   جاکرده از درنده   زمین   جاکنده ازلانه وپرنده   که پَر نیز   نشان ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 25 بازدید

غسالخانۀ شرم

  همچوکروچاندنِ سنگی بربسترِ سنگواره یی پنداری حمدی بر فراموشِ مزاری به زاری در تقلایِ آخر بود پردۀ کلاسیکِ فانتزیِ سیاه وینک مردگان به هیئت تلف شدگان کزابتدا  صنم ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 21 بازدید

بن بست این کوچه همچون قلبی بندامده بود

  با قلبی بند امده زاستنشاق کامیابی  زان همه برمن شدن ازپسِ انتظاری در نوبتِ سنگین گذره عشقی بکر   همسنگِ مذابی  که زحسرت فوران در بخروشد سوسویِ ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 23 بازدید

غسالخانۀ شرم

  همچون کروچاندن سنگی بربسترِ سنگی پنداری حمدی بر فراموشایِ مزاری به زاری در تقلایِ آخر بود پردهء کلاسیکِ فانتزیِ سیاه   وینک مردگان به هیئت تقاص تلف ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 19 بازدید

عابری که عبارتی .و عبرتی

    نشسته بر آونگِ باد ورشکسته براستخوان غریوِ خاکستری درمفهومِ حدیثه نفسی آشکار   مَسخ و دمَکرده برساعتِ زمانه حضورش را بر نبودگاه رضایتی قی میکرد که این زنده به ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 15 بازدید

تغییر در پذیرش من بود نه باور تو

در این فراز و فرود تغییر را حیرانم دگرش...در امکان حضور دیگران چه کنم چه کنمی دیگر است خوابم در نمی رسد   دراین نَحافَت حزین انگیزه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 20 بازدید